جهانگردي و شكل آن در منطقه :

وضعيت توريسم در منطقه مورد نظر «شهرري» ابتدا با تعريف خود واژه توريسم آغازگردد بر طبق تعريفي كه در سال 1963 از طرف سازمان ملل بر اساس پيشنهاد كنفرانس بين المللي ترانسپورت و جهانگردي آن سازمان در رم به تصويب رسيده بدين شرح است:

جهانگرديابازديدكننده موقت كسي است كه به منظور تفريح، استراحت، گذراندن تعطيلات بازديد از نقاط ديدني، انجام امور پزشكي، درماني و معالجه، تجارت، ورزش، زيارت، ديدار از خانواده مأموريت و شركت در كنفرانسها، به كشوري غير از كشور خود سفر مي كند مشروط بر اينكه حداقل مدت اقامت او از 24 ساعت كمتر و از 3 ماه بيشتر نبوده، و كسب شغل و پيشه هم مد نظر نباشد.»[1]

بنابرتعريف فوق مكانهاي مذهبي و تاريخي هم مي توانند يك مكان و مركز توريستي باشد. اما شهرهاي مذهبي، چه نوع شهرهايي مي باشند؟ شهرهاي مذهبي، شهرهايي هستند كه:

«به علت وجود يك يا چند زيارتگاه، هر ساله عده اي ازاطراف شهر و نقاط دور و نزديك به آنجا ميروند. در اين شهرها علاوه بر مدارس‌وسازمانهاي مذهبي مربوط كه عملكرد خاص‌خود را انجام مي دادند، عملكردهاي مختلف‌خدماتي براي تأمين‌نيازهاي مسافران وزيارت‌كنندگان انجام مي‌گرفت. »

شهرري از دير باز به عنوان يك شهر مذهبي و زيارتي در كشور شناخته شده است.
( مانند شهرهاي قم و مشهد) و شيعيان ارادت خاصي به اين اماكن مذهبي و زيارتي دارند. بديهي است كه بنا به اظهار برخي از كارشناسان امور به جاذبه هاي مذهبي مانند مرقد مطهر امام خميني (ره) به عنوان جاذبه بين المللي و صحن حضرت عبدالعظيم(ع) به عنوان جاذبه منطقه اي و برخي امامزاده ها بعنوان جاذبه محلي اطلاق مي شوند.

بنابراين در شناخت اماكن مذهبي در بين افراد، ما بايد بيشتر به ترويج و تبليغ و شناسايي از آثار تاريخي و باستاني در اين شهر كهن بپردازيم، تا اين مكانها هم مورد توجه بيشتر قرار بگيرند.

2- جاذبه هاي توريستي اين منطقه به 2 دسته تقسيم مي شوند:

1- بقاع متبركه و مشاهير مدفون

2- آثار باستاني و تاريخي

1-2- بقاع متبركه و مشاهير مدفون

1-1-2- آستانه حضرت عبدالعظيم و بقاع متصل و مجاور آن ( امامزاده حمزه و امامزاده طاهر)

آستانه هاي مقدس مذكور در تاريخ 11 بهمن (ه.ش)1334 در فهرست آثار تاريخي ايران به ثبت رسيده است و مدفن حضرت عبدالعظيم كه باپنج واسطه به حضرت مجتبي (ع) مي رسد، بقعه بسيار مجلل و معظم داراي گنبد زرين و مناره هاي بلند و حرم و ايوان آئينه كاري و صحن وسيع مي باشد.

آستانه حضرت عبدالعظيم (ع) همانند ديگر زيارتگاههاي بزرگ و معتبر ايرانيان در آغاز امر شامل بناي حرم يعني قسمت اصلي و مركزي آن بوده و به تدريج در طول سده هاي مختلف، بناها و متعلقات ديگر متصل بدان و پيرامون آن احداث شده و بصورت مجموعه بزرگ كنوني مشتمل بر حرمها و رواقها و مسجدها و ايوانها و صحنها و ديگر آثار مربوط و وابسته به آن درآمده است كه بقعه هاي امامزاده حمزه (ع) و امامزاده طاهر (ع) نيز در همين مجموعه قرار دارد. [2]

بناي اصلي و نخستين اين آستانه يعني حرم آن در نيمه دوم قرن سوم هجري ( قرن 9 م) توسط محمد پسر زيد داعي علوي تعمير اساسي يافته و درگاه اصلي ورودي آن كه در سمت شمال واقع است نخست به فرمان پادشاهان آل بويه و سپس به همت مجد الملك قمي تكميل گشته و آذين گرديده است.

بناي حرم در قسمت پائين به هيئت چهارضلعي که اندازه هر ضلع حدود 8 متر است و مانند همه بناهاي سلجوقي بر فراز چهارگوشه حرم يعني چهارطاق مورب احداث نموده اند و قسمت بالاي آن را به صورت هشت ضلعي ترتيب داده اند و بالاتر از قسمت هشت ضلعي با احداث طاق بندي هاي كوچك آن را به شانزده ضلعي تبديل نموده اند و بدين نحو زمينه را براي ايجاد پوشش گنبدي فراهم ساخته اند. بقعه امامزاده حمزه مشتمل بر حرم به اندازه تقريبي و هيئت حرم حضرت عبدالعظيم (ع) و همانند آن مزين به آئينه كاري ، داراي ضريح نقره اي از اواسط دوران قاجاريه و صندوق چوبي تازه ساز و ايوان بزرگ شرقي و مسجد بالاسر ( در جانب غربي آن) در جنوب غربي آستانه حضرت عبدالعظيم (ع) واقع است و به نظر مي رسد از ابنيه دوران شاه طهماسب صفوي باشد. لازم به ذكر است كه امامزاده حمزه از فرزندان حضرت امام موسي كاظم (ع) مي باشد.

بناي امامزاده طاهر در جانب شرقي صحن اصلي حضرت عبدالعظيم (ع) واقع است و وسعت حرم آن تقريباً‌ همانند حرم حضرت عبدالعظيم (ع) مزين به نقاشي نسبتاً ساده و ضريح آن فولادي و مربوط به ربع اول قرن 14 هجري قمري ( آغاز قرن بيستم ميلادي) و تمامي بناي آن از دوران محمد شاه و ناصرالدين شاه قاجار مي باشد.تاريخ سر در ورودي حرم آن 1304 هجري ( 1887 م) است. گنبدهاي هر سه حرم نامبرده دو پوششي بوده گنبد حضرت عبدالعظيم (ع) با خشتهاي مسي زرين و دو گنبد ديگر به پوشش كاشي دوران قاجاريه مزين است. لازم به ذكر است كه امامزاده طاهر از فرزندان امام چهارم شيعيان (ع) مي باشد.

طرح توسعه آستان مقدس حضرت عبدالعظيم (ع) [3]

حرم مطهر حضرت عبدالعظيم (ع) قدمت آن به قرن سوم هجري مي رسد، جزو معدود بناهاي باقيمانده از شهر باستاني ري مي باشد. بيشترين رشد فيزيكي اين بنا، در دوران قاجاريه صورت گرفته و تا پيروزي انقلاب اسلامي نيز تغيير چنداني نداشته است. به طوري كه تا سال 1369 فضاي زيارتي موجود به همراه مسجد جامع در حدود 4.000 متر مربع بوده است. با اين حال اين بارگاه مقدس در طول تاريخ جمع زيادي از مشتاقان و شيفتگان خاندان عصمت و طهارت را به سوي خويش جذب مي نمايد. ولي عدم وجود برخي از امكانات و تسهيلات فرهنگي، رفاهي و زيارتي از يك سو و ناشناخته ماندن ابعاد علمي و فقهي اين محدث بزرگ از سوي ديگر باعث شد مسئولين امر با طراحي و اجراي مجموعه اي متناسب با نيازهاي موجود، نسبت به رفع مشكلات مذكور اقدام نمايند. از سال (ه.ش)1369 مطالعات لازم به منظور طراحي مجموعه طرح و توسعه در قالب بيش از 16 پروژه بزرگ مذهبي، فرهنگي و رفاهي انجام و از سال 1371 عمليات اجرايي طرح به شعاع 200 متر از حرم مطهر در زميني به وسعت 30.000 متر مربع آغاز گرديد.

زيربناي تقريبي اين مجموعه 100.000 [4]متر مربع مي باشد. بديهي است كه اين امر با همكاري شهرداري منطقه به صورت تملك اراضي حرم و احداث معابر و جاده هاي در دسترس، فضاي سبز و پاركينگ هاي وسيع از يك سو و با مديريت آيت الله ري شهري به عنوان توليت آستان مقدس حضرت عبدالعظيم (ع) از سوي ديگر، شاهد ساخت و سازهاي وسيعي بوده ، بطوريكه امروزه يکي از زيباترين مصلا هاي كشور شايد در همين حرم باشد. با توسعه شبستانها، رواق ها و حرم هاي اطراف بقعه حضرت عبدالعظيم (ع) و با انجام آئينه كاري ، طلا كاري و سنگ كاري و ايجاد نمادهاي بسيار زيباي سنتي اسلامي، مكاني شايسته براي مشتاقان و زائرين درآمده و با تكميل پروژه توسعه حرم و ايجاد معابر و امكانات اطراف آن، هنوز نيز عليرغم سالها فعاليت، ادامه دارد كه خود نقش عمده اي در تغيير چهره منطقه داشته است.

مطالعات تاريخي شهرري و بررسي ساختار تاريخي آن. [5]

بر اساس شواهد و مطالعات موجود، ري داراي دو بخش عمده است. بخش باستاني قبل ازاسلام آن در شمال ري با نام ري برين و بخش مربوط به دوره اسلام و بعد از اسلام ( با وسعت بسيار بيشتر) به نام ري زيرين شده است. بعدها پس از تخريب ري زيرين بر اثر جنگهاي داخلي و زلزله، مجدداً ري برين آباد شده است. موقعيت فعلي شهرري بر مكان باستاني ري برين قرار دارد. با توجه به شواهد و اسناد و متون تاريخي روشن مي شود كه آنچه در بررسي بافت شهر و تشخيص استخوانبندي اصلي شهر مطرح شد از قدمت چند هزار ساله اي برخوردار است. اين محور اصلي شهرري درگذشته بازار معروفي بوده است كه دروازه باطان (اكباتان) را كه در امتداد جاده ابريشم قرار داشته، به دروازه رشكان(ارشك)در شمال شهر 0 در كنار دژ رشكان)مرتبط مي نموده است. قسمت شمالي اين بازار به نرمه و قسمت جنوبي آن به دهك معروف بوده است.

مسير دوم از شرق شهر ( دروازه خراسان) و امتداد شرقي جاده ابريشم به دروازه بليسان ( بلاش) در شمال غربي شهر امتداد مي يافته كه با مسيرقبلي در حدود چشمه علي تلاقي داشته است، موازي با اين امتداد و در امتداد نهر چشمه علي (نهر سورين يا سورن) بازار معروف ديگري به نام روده وجود داشته كه از جنوب برج طغرل مي گذشته و به مسير اصلي (بازار نرمه) ارتباط مي يافته و در محل تقاطع اين دو بازار چهار سوق اصلي و بزرگ شهر قرار داشته كه به چهار بازار مشهور بوده است. برج طغرل در شرق چهار بازار و ابن بابويه در غرب چهار بازار قرار مي گرفته اند. امامزاده عبدالله نيز در حاشيه اين محور بنا شده و تا حضرت عبدالعظيم (ع)كه در خارج حصار شهر قرار داشته امتداد مي يافته است.

با توجه به موارد فوق روشن مي شود كه اين محور علاوه بر موقعيتي كه در حال حاضر در پيكره بافت شهر دارد. در طول تاريخ نيز از اعتبار خاصي برخوردار بوده است.

1- سابقه تحولات معاصر و گسترش كالبدي منطقه 20 [6]

به منظور ارائه تصويري گويا از رشد و توسعه كالبدي منطقه 20، نگاهي خواهيم داشت به روند توسعه كالبدي تهران و شهرري از سال (ه.ش)1300 تا (ه.ش)1375 و بر اين اساس مطابق نقشه هاي شماره 3 الي 6 موارد زير قابل توجه مي باشند.

توسعه كالبدي تا سال (ه.ش)1300: تا اين دوره تهران، شهر ري و شميران به صورت كاملاً مجزا و با سطوحي ناچيز شكل گرفته اند، در منطقه 20 نيز بافت مسكوني كوچكي در محدوده حرم حضرت عبدالعظيم (ع) و به سمت ميدان شهرري وجود داشته است.

توسعه كالبدي تا سال (ه.ش)1335: محدوده تهران از جهات مختلف و خصوصاً از سمت غرب و شمال گسترش يافته و محدوده شميران نيز عمدتاً از محور شريعتي ( جاده قديم شميران) به سمت تهران پيشروي كرده است. در منطقه 20 ضمن گسترش ناچيز بافت محدوده اطراف حرم، لكه هاي كوچكي از واحدهاي صنعتي در شمال منطقه شكل گرفته است كه از آن ميان مي توان به كارخانه سيمان ري و كارخانه هاي چيت ري و چيت ممتاز اشاره نمود.

توسعه كالبدي تا سال 1355(ه.ش): از سال 1335(ه.ش) به بعد توسعه كالبدي تهران و اطراف سرعت بيشتري يافته به طوريكه كه در طي اين 20 سال تهران، ري و شميران كاملاً به يكديگر متصل شده و شكل يكپارچه اي پيدا مي كنند. با اين تفاوت كه توسعه تهران به سمت شميران گسترش بافت مسكوني بوده اما توسه آن به سمت شهرري عمدتاً با استقرار واحدهاي صنعتي و كارگاهي همراه بوده است. توسعه كالبدي تا سال (ه.ش)1375: بعد از سال (ه.ش)1355 با افزايش روزافزون مهاجرت به تهران، رشد كالبدي خصوصاً در حاشيه هاي جنوبي تهران سرعت بسيار زيادي گرفته كه در منطقه 20 علاوه بر رشد بافتهاي مسكوني، حاشيه اي، انبارها و كارگاه هاي صنعتي زيادي نيز ايجاد گرديد كه شهرري را به منطقه اي صنعتي مسكوني تبديل نمود.

4-عناصر مهم و نحوه شكل گيري كالبدي: [7]

همانگونه كه بيان گرديد، محور اصلي استخوانبندي تاريخي شهرري حد فاصل ميدان صفائيه ( دروازه رشكان) در شمال شرقي تا ميدان شهرري (دروازه باطان) در جنوب شهر بوده و حرم حضرت عبدالعظيم (ع) نيز در خارج از باروي شهر و در جنوب آن قرار داشته است.

تپه چشمه علي، برج طغرل، گورستان ابن بابويه، امامزاده عبدالله و بيمارستان فيروزآبادي از عناصر مهم مرتبط با محور اصلي استخوان بندي شهرري مي باشند. حرم حضرت عبدالعظيم (ع) بعنوان هسته اصلي شهرري در دروان معاصر و ارتباط فعا آن با تهران و ساير نقاط جمعيتي اطراف، خصوصاً از سال 1300 تا زمان حاضر، نقش عمده اي در تشكيل سازمان فضاي شهرري واطراف آن داشته است. خيابان فدائيان اسلام ارتباط شمالي حرم را با مركز تهران برقرار ساخته و بازارچه سنتي سرپوشيده منتهي به حرم و ميدان شهرري نيز در انتهاي ديلمان جنوبي اين خيابان قرار دارند . با تقويت ارتباط شهرري با تهران از طريق خيابان فدائيان اسلام ، كارگاهها و صنايع بزرگ صنعتي چون چيت ري، چيت ممتاز، چرمسازي زوك در حاشيه اين خيابان ايجاد گرديدند. همچنين به موازات خيابان فدائيان اسلام ، مسير خط آهن قديمي تهران ري ( ماشين دودي) وجود داشت كه بعدها با جمع آوري اين خط خيابان جاده سوم احداث گرديد. با شكل گيري بلوار شهيد رجايي در غرب شهرري، بلوار آرامگاه در دوره پهلوي اول احداث و دسترسي غربي حرم مطهر را تأمين نمود و هم اكنون يكي از خيابان هاي مهم محسوب مي گردد . از طرف ديگر ارتباط اصلي ما بين تهران با ورامين و قم از طريق جاده ورامين و جاده شهيد رجايي واقع در منطقه 20 برقرار مي گردد و همين امر سبب شكل گيري صنايع ، انبارها و بنگاههاي حمل و نقل در حاشيه آنها شد.

در دهه 40، دو پروژه شهري و طراحي شده جهت اسكان كارگران و كارمندان در كوي سيزده آبان (غرب منطقه) و دولت آباد ( شرق منطقه) احداث گرديد كه داراي شبكه معابر كاملاً شطرنجي ميادين مختلف و برخي از كاربريهاي خدماتي مورد نياز بوده است. با شكل گيري شبكه معابر اصلي شهرري، توسعه كالبدي منطقه بتدريج از اطراف حرم حضرت عبدالعظيم (ع) به سمت شمال و شمال شرق صورت گرفت و بافت ارگانيك و سنتي اطراف حرم نيز در توسعه هاي بعدي كم كم جاي خود را به شبكه هاي منظم تر داد.

5- دلايل اصلي اثرگذار بر توسعه منطقه:

الف- استقرار مجموعه حرم حضرت عبدالعظيم (ع)

با مركزيت و هسته اصلي منطقه در اوايل قرن حاضر، بافت اطراف حرم حضرت عبدالعظيم (ع) بوده با توسعه تدريجي منطقه به سمت ميدان شهرري و سه راه ورامين گسترش يافته است. اين مكان مذهبي و تاريخي بيشترين عامل تأثير گذار را بر ساختار كالبدي منطقه داشته است.

ب- ارتباط با تهران:

نزديكي شهرري با تهران و همچنين ارتباط زياد بين آنها، از ديگر عوامل اصلي توسعه منطقه 20 بوده است. رشد و توسعه سريع بخشهاي شمالي شهرري و نهايتاً پيوستگي آن با تهران، بيانگر تأثيرگذار بودن تهران در توسعه كالبدي منطقه، مي باشد.

ج- وجود مراكز اصلي اشتغال صنعتي و كشاورزي در منطقه:

برخورداري شهرري از اراضي كشاورزي بسيار وسيع از يك طرف و استقرار تدريجي صنايع و كارگاههايي چون سيمان ري، چيت سازي، روغن نباتي و غيره در اين منطقه يكي ديگر از دلايل سرعت گرفتن توسعه كالبدي آن محسوب مي گردد. بدين صورت كه با استقرار صنايع مذكور شاغلين آنها نيز در اطراف اين مراكز سكنا گزيده و بتدريج موجبات توسعه بافتهاي مسكوني را نيز فراهم آوردند.