پست مدرن

پست مدرن :

معماري پست مدرن جرياني است که از نيمه قرن بيستم دربرابر مدرنيسم بين المللي شکل گرفته است؛اين سبک دوباره نگاهي به تزئينات وعناصر سبک‌هاي معماري تاريخي و باستاني انداخت وبا چشم‌پوشي ازجزئيات خاص اين عناصراقدام به بکارگيري دوباره ازاين عناصر کرد.ريختمان عمومي اين معماري شامل:ستون ها،اهرام،طاقها،ستون هاي هرمي شکل،اشکال غيرمعمول وجذاب،سنتوري‌ها واستفاده ترکيبي ازشيشه وسنگ درنما است. جريان پست مدرن درمعماري راهي راازتقليد سنتي از معماري کلاسيک تاعناصر تزئيني گوتيک وطرح‌هاي زيرکانه طنزآلودطي مي نمايد.بارونق يافتن سبک پست مدرن ساختمان هايي که داراي فرم مدرن بودند،با داخل کردن عناصر پست مدرن در طرح‌هايشان باويژگيهاي پست مدرن وفق يافتند.يکي ازپيشگامان دنياي پست مدرن شرکت michael graves & associates است که معروفندبه بکارگيري رنگ‌هاي مختلف و طرحهاي جذاب وگيرادرمعماري ومحصولات ديگر Johnson/burgee architects شرکت ديگري است که ساختمان‌هايي با فرم‌هاي بي‌اندازه بديع وجذاب که دراين سبک شناخته شده‌اند را طراحي کرده‌اند. Kohn Pedersen fox associates نيزيکي از شرکت‌هايي است که دربکارگيري عناصر و تزئينات تاريخي موفق عمل کرده است واين راباسهيم بودن درطراحي ساختمان‌هاي پست مدرن ساخته شده دردنيابه اثبات رسانده‌اند.

 

نگاهي به وضيعت معماري معاصر (پست مدرن)

نگاهي به وضيعت معماري معاصر (پست مدرن)

عوامل گوناگوني بر روند پيشرفت جوامع بشري موثرند که از آن جمله مي‌توان به عواملي نظير: اقتصاد، جامعه شناسي، سياست، پيشرفت‌هاي علمي، فلسفه و... اشاره کرد که همگي اين عوامل بر دگرگوني‌هاي هنر و معماري نيز بسيار موثرند؛ اين تحولات در معماري، آنگونه که چارلز جنکز (منتقد شهير معاصر)، از آن ياد مي کند با دوره مدرن آغاز مي شود و سپس با دو دوره پست مدرن و ليت مدرن پي گرفته مي شود.مدرنيسم در معماري، پس از انقلاب صنعتي و از حدود سال 1920 م آغاز مي شود؛ به‌لحاظ شناخت‌شناسانه معماران مدرن به يک سبک جهاني و شايد بتوان گفت به نوعي بي سبکي معتقد بودند. در معماري مدرن فرم، ناشي از «عملکرد» است. ساختمان حاصل از سبک در معماري مدرن داراي صراحت بيان است، فرم انتزاعي و داراي خلوص و سادگي است. از آنجا که معماري مدرن نفي کننده تاريخ است، لذا ضد هر گونه تزئينات، تمثيل و استعاره‌اي است که رجعتي به تاريخ قلمداد شود. در حقيقت معماري مدرن بر اساس اصالت برنامه شکل مي گيرد و در آن عملکرد، نقش مهمي را ايفا مي‌کند؛ بدين معني که سازماندهي فضايي پروژه تحت تاثير مستقيم اقتصاد قرار دارد و پروژه بر مبناي اقتصادي ترين وضيعت عناصر برنامه به وجود مي آيد و فرم، صورت اقتصادي طرح است! فرم، عنصري جبري است که ناشي از عملکرد و برنامه است و زيبايي‌شناسي آن زيبايي ماشيني و منتج از فناوري است.پس از سال 1960م، دو گرايش جديد پست مدرن و ليت مدرن، رخ مي‌نمايند، هر يک داراي گرايش هاي مجزايي هستند، حتي ادامه تفکرات اين سبک‌ها تا سال هاي اخير هم قابل پي گيري است. در انديشه معماران پست مدرن، سبک به صورت دوگانه‌اي به وجود مي آيد و داراي ظاهري عامه پسند و طرفدار عقايد جمع است. معماران اين دوره که ديگر معماري مدرن را کارآمد و آرماني نمي‌يابند، با رجعت به گذشته و تاريخ معماري، نشانه‌هايي را از آنها در معماري خود مورد استفاده قرار مي‌دهند.در معماري پست مدرن نئوکلاسيک، برنامه طرد مي‌شود و فرم فارغ از برنامه شکل مي‌گيرد؛ در واقع اين فرم‌ها هستند که مساله اصلي معماري را تعريف مي کنند. فرم‌هاي اسطوره‌اي ولي بي‌زمان. اين معماري با برداشت‌هاي تاريخي و استفاده از الگو‌هاي کلاسيک نظير تقارن، تعادل، تبديل کثرت به وحدت و... فرمهاي انتزاعي را خلق مي‌کند که برنامه و عملکرد در ادامه درون آن گنجانده مي‌شود. براي معمار پست مدرنيست علي‌السويه است که يک کتابخانه طراحي شود يا يک موزه، يک مدرسه يا يک کارخانه، او تصوير سازي کرده، تمثيل‌ها و استعارات تاريخي را از متن موجود برداشت مي‌کند، به طرزي مملو از تزيينات آلي و کاربردي، سپس در نهايت، عملکرد در قالب فرمال ريخته مي‌شود و شکل مي‌گيرد، حتي به قيمت تغييراتي در برنامه!انديشه «ليت‌مدرن» معتقد به سادگي ناخودآگاه است؛ «معمار ليت‌مدرن»، واقع بين است و معتقد به هر فرمي است که حاصل آيد. ساختمان حاصل از اين سبک داراي فرمي تنديس گونه است، فرمي رمز‌آلود با تکرار فوق‌العاده و خلوص! اين بناها در عين سادگي، پيچيده هستند و داراي دوگانگي و اشاراتي مبهم. معماران ليت‌مدرن همانند اسلاف خود با تمثيل و استعاره مخالف هستند ليکن، طراحي آنها به گونه‌اي است که با ساختمان و سازه به‌مانند تزئينات برخورد مي‌شود؛ بناهاي اين سبک بسيار پرزرق و برق و تکنيکي است، قسمت اعظم زيبايي‌شناسي آنها نتيجه زيبايي ماشين است البته با تعابيري نو از آن ....در سال‌هاي اخير گرايش‌هاي جديدي را در معماري شاهد هستيم که تقريبا همه آنها منتج از اين سه جريان عمده هستند که بعضي از آنها را مي‌توان به طور مشخص به عنوان سبکي خاص نام ببريم؛ مانند: اما تکثر طرز تفکرات حاکم بر معماري امروز جهان به حدي است که مي توان با توجه يه انديشه، نحوه طراحي، گرايش و موضع‌گيري معماران نسبت به معماري، سبکي خاص را براي هر معمار قائل شد، به طور مثال سبکي که براي معماري فرانک گري قايل هستيم يا سبک معماري افرادي نظير آيزنمن و يا دانيل ليبسکيند کاملا متفاوت است و آنها را نمي‌توان در يک قالب گنجاند و در عين حال نمي توان نام يک سبک خاص را بر روي آنها گذاشت بلکه هريک از آنها بر اساس انديشه و استراتژي خود داراي سبکي منحصر به خويش هستند. البته ممکن است سبک کاري آنها توسط افراد ديگري مورد استفاده و اقتباس قرار گيرد. در ايران نيز، علي‌الخصوص در دهه اخير، رويکردهايي خاص به معماري شکل گرفته است که در نگاهي عام مي‌تواند به صورت يک رسته‌بندي کلي، حضور و نوع نگاه به معماري را در بين گروه‌هاي مختلف مطرح در کشور را طبقه بندي کرد؛ طبقه‌بندي اينچنيني هرچند تا به حال شکل نگرفته (يا جدي گرفته نشده است!)، ولي کاملا در درک معماري و ساخت و ساز معاصر ايران مي‌تواند راهگشا باشد.