فرانک گري در مجموعه تلويزيوني سيمپسونها
فرانک گري به عنوان شخصيت کارتوني مهمان، در يکي از قسمتهاي مجموعه تلويزيوني سيمپسونها با صداي اصلي خود، در مقام معماري که از او براي طراحي سالن کنسرت سپرينگفيلد دعوت به همکاري ميشود، ايفاي نقش نموده است. با توجه به محتوا و مخاطبان اين مجموعه پرطرفدار تلويزيوني در سرتاسر دنيا، بايد فرانک گري را شناختهشدهترين معمار در عرصه فرهنگ عمومي دنيا دانست. طنزي که اين برنامه از آن براي توصيف معماري فرانک گري استفاده ميکند، شايد به نوعي تفسيري باشد از نگاه عموم مردم به جريان معماري معاصر که در نهايت معماري را به زنداني براي شهروندان مبدل ميکند. از کنار اين طنز نبايد به آساني گذر کرد. در زير خلاصه داستان به همراه تصاوير متناسب با آن ارائه ميشود:
فصل16،اپيزودشماره14
عنواناصلياپيزود:"TheSeven-BeerSnitch" 
در ميان نامهها، نامهاي از کميته فرهنگي سپرينگفيلد توجه او را به خود جلب ميکند. با توجه به طرح تالار موسيقي والت ديسني در لوسآنجلس، از او براي طراحي سالن کنسرت سپرينگفيلد دعوت به همکاري شده است. گري از اين پيشنهاد کاري چندان راضي به نظر نميرسد، و به عنوان امتناع، نامه را مچاله کرده و آن را به گوشهاي پرتاب ميکند.
جرقه لازم براي شروع کار در ذهن گري زده ميشود. او از فرم کاغذ مچالهشده بر روي زمين، ايده اوليه طراحي پروژه را مييابد. "Frank Gehry, you've done it again!"

گري ماکتي از طرح خود را در شوراي شهر سپرينگفيلد ارائه ميکند.

طرح جسورانه ارائه شده مورد توجه حاضران جلسه قرار ميگيرد و همه براي احداث اين پروژه به آن رأي مثبت ميدهند.

عمليات ساختمانسازي شروع ميشود و برخلاف انتظار چنين به نظر ميآيد که اسکلت ساختمان، از الگوي ساختماني مرسوم با خطوط عمود بر هم پيروي ميکند.

با ضربات محکم 2 جرثقيل، اسکلت از فرم قبلي خود خارج و به طرح مورد نظر گري نزديک ميشود.

و در نهايت فرم مورد نظر گري حاصل ميشود.

و آقاي معمار آن را تأييد ميکند.

بعد از تکميل ساخت، به دليل خطوط نرم و منحنيهاي به کار رفته در طراحي، گري با جارو بچههايي را که در حال اسکيتسواري بر روي سطوح اين ساختمان هستند را از محل دور ميکند.

روز افتتاحييه سالن کنسرت، با اجراي سمفوني پنجم بتهوون فرا ميرسد.

طراحي داخلي سالن، يادآور فضاي داخلي تالار موسيقي والت ديسني در لوسآنجلس است. در شب افتتاحيه، افتضاح بزرگي به بار ميآيد، چرا که مردم سپرينگفيلد - که رابطه چندان خوبي با موسيقي کلاسيک ندارند – تنها پس از شنيدن 4 نت از سمفوني پنجم بتهوون سالن را به نشانه اعتراض ترک ميکنند.

شوراي شهر، سالن موسيقي را به شخصي به نام آقاي Burn ميفروشد و او هم پس از انجام تغييرات لازم، آن را به زندان محلي تبديل ميکند.

و در نهايت تکميل ساختمان زندان.
منبع تصاوير: وبلاگ David Teoh
http://zarrinpanah.blogspot.com/2006/04/blog-post_30.html برگرقته ازسايت